بررسی ضریب انبساط حجمی (β) و ضریب تراکم همدما (κ)
فهرست
۱-درآمد
۲-β و κ -ی گازهای کامل
۳-انبساط گرمایی
۴-ضریب تراکم
۱-درآمد
β: در فیزیک پایه کمیت “ضریب میانگین انبساط حجمی” به صورت زیر تعریف میشود:
“تغییر حجم در واحد حجم بخش بر تغییر دما” =
این تعریف برای فرآیندهای فشار ثابت در نظر گرفته میشد. اکنون با اعمال شرط حدی خواهیم داشت:
که در آن “بتا” ضریب لحظهای انبساط حجمی است.
گفتنی است آزمایشهای بسیاری وجود دارند که مستقل بودن “بتا” از تغییرات فشار را نشان میدهند؛ و نیز ناچیز بودن تغییرات “بتا” در اثر تغییرات دما. از این رو میتوان “بتا” را در یک گسترهی کوچک دما ثابت پنداشت. یکای β “بر کلوین” است.
κ: اثر تغییر فشار بر حجم یک سیستم هیدرواستاتیکی هنگامی که دما ثابت نگه داشته میشود با کمیت “ضریب تراکمپذیری همدما” بیان میشود:
بعد ضریب تراکمپذیری “عکس فشار” است و
میتوان آن را بر حسب یکاهای «بر پاسکال» یا «بر بار» اندازه گرفت. مقدار κ
برای مواد جامد و مایع خیلی کم با دما و فشار تغییر میکند، به گونهای که
اغلب میتوان آن را ثابت در نظر گرفت.
اکنون به بررسی مفصل تر β و κ میپردازیم.
۲-β و κ -ی گازهای کامل
در آغاز نشان خواهیم داد که β و κ ی گازهای کامل از این قرارند:
β:
طبق تعریف است و از آنجا که در گازهای کامل معادلهی حالت Pv=RT است داریم:
κ:
طبق تعریف است و از آنجا که در گازهای کامل معادلهی حالت Pv=RT است داریم:
نمودار β و κ ی گازهای کامل را در اینجا میبینیم (محور افقی دما برحسب کلوین (یا فشار بر حسب پاسکال) است و محور عمودی را β (یا κ) است) :
۳-انبساط گرمایی
در آزمایشهای جدید مربوط به مواد جامد، به طور معمول انبساط طولی α اندازهگیری میشود. اگر سه بعد متعامد یک جامد عبارت باشند از L1 و L2 و L3 داریم:
،
،
و
که α۱ وα۲ و α۳ ضرایب انبساط خطی در راستای سه بعد هستند. در مورد کوارتز دو ضریب خطی عمود بر محور z برابرند، به گونهای که:
اگر جسم جامد همسانگرد باشد، مانند یک بلور مکعبی، داریم: α = α۳ =α۲ = α۱ و β=۳ α
چهار روش مطلق برای اندازه گیری ضریب
انبساط خطی جامدات وجود دارند: پراش پرتو X، فریزهای تداخل نور مرئی، تغییر
ظرفیت الکتریکی، و تغییر شدت نور. روشهای نوین، به ویژه آنهایی که برای
برای اندازهگیری در گسترهی صفر تا ۵۰K بهکارمیروند، نیازمند به
ابزارهای کمکی سرمازایی بسیاری هستند، ولی اصول فیزیکی آنها بهآسانی
فهمیده میشود.
در روش پراش پرتو X، با بهکاربردن باریکهای از پرتوهای X با طول موج
معلوم، پارامتر شبکهای بلور به صورت تابعی از دما اندازهگیری میشود.
در شکل زیر، نمودار تقریبی یک تداخلسنج دیده میشود که نخست توسط Abbe و
Pulfrich طراحی شد و سپس توسط James و Yates اصلاح گردید. نور کاملا
تکفام، برای نمونه نور قرمزی که از لامپ کادیوم در فشار کم تولید میشود،
پس از گذشتن از صافی F توسط عدسی L1 متمرکز شده و از آیینهی M1 بازتاب مییابد و بر روی صفحات P1 و P2
میافتد. این صفحات توسط حلقه یا استوانهی R از جنس مادهای که قرار است
ضریب انبساط آن بررسی گردد، از هم جدا میشوند. حلقه و صفحهها در ته یک
سرماپا جای میگیرند، که در آن هیدروژن مایع یا هلیوم مایع برای ایجاد
دماهای پایین، که اغلب اندازهگیریها در آن دماها انجام میشوند،
بهکارمیرود. در شکل، جزئیات سرماپا، گرمکن، دماسنج، لولههای تخلیه،
سیمهای الکتریکی و … برای جلوگیری از شلوغ شدن حذف شدهاند. تداخل، میان
پرتوهای بازتابیده از ته P1 و بالای P2 روی میدهد و
یک دوربین C برای عکسبرداری از فریزهای تداخلی بهکارمیرود. دما خیلی
آهسته از، برای نمونه، ۴K تا دمای اتاق تغییر میکند، و از سیستم فریز در
فاصلههای منظم عکسبرداری میشود.
اگر در حالی که دما تغییر میکند و از T0 به T میرسد N فریز در میدان دید حرکت کند، اختلاف راه نوری به اندازهی N λ تغییر میکند، که λ طول موج نور است، و ضخامت قشر هوا به اندازهی N λ/۲ تغییر کردهاست. چنانچه L0 طول آن در T0 و L طول در T باشد، داریم
بنابراین، اگر N λ/۲L0 برحسب T رسم شود و شیب منحنی حاصل در دماهای مختلف تعیین شود، ضریب انبساط خطی به دست میآید. پس داریم
به منظور پرهیز از تاخیری که در جریان
ظاهرکردن عکس پیش میآید، R. K. Kirby و دستیارانش در موسسهی ملی
استانداردهای آمریکا یک تداخلسنج فوتوالکتریک ساختند که در آن حرکت
فریزهای تداخلی با یک لامپ تکثیرکنندهی فوتون آشکارسازی میشود و شمار
فریزها به طور خودکار بر حسب دمای اندازهگیریشدهی نمونهی مورد نظر بر
روی یک ثبات رسم میشود. بنابراین، همهی کارهایی که باید با دست انجام
میگرفتند حذف شدهاند و دادهها بر روی یک صفحهی کاغذ بزرگ، به گونهای
که برای تعیین فوری ضریبهای انبساط مناسب باشد، ارائه میشوند.
در روش الکتریکی، انبساط نمونهی مورد بررسی به یکی از صفحههای خازن، که
صفحهی دیگر آن در همان نزدیکی کار گذاشته شده است، منتقل میشود. تغییر
ظرفیت توسط پل بسیار حساسی اندازهگیری میشود؛ یک گروه فیزیکدان
استرالیایی به سرپرستی G. K. White نشان دادهاند که این دستگاه میتواند
تغییرات طولی از مرتبهی ۱۰ به توان ۱۰ متر را آشکار سازد.
روش شبکهی نوری R. V. Jones، که با موفقیت بسیار توسط Andres در سوییس به کار رفته است، بسیار حساس است.
وابستگی ضریب انبساط حجمی به دما در بسیاری از مواد همانند آنچه در شکل زیر
برای NaCl آمده است میباشد، یعنی β در صفر مطلق صفر است، در فاصلهی صفر
تا ۵۰K به سرعت بالا میرود، سپس خم شده و بی آنکه واقعا افقی شود یکنواخت
میشود. بنابراین رفتار β، همانگونه که در شکل زیر پیداست، همانند رفتار cP است. همانندی دیگر β و cP در حساس نبودن هر دو کمیت در برابر تغییر فشار است.
به نظر نمیرسد که در مورد مواد مایع
معادلهای برای بیان تغیرات β وجود داشته باشد ولی میتوان با استناد به
نمودارهای تجربی که در مورد دو مایع “آب” و “نئون مایع” داریم به طور
تقریبی پی به رفتار β آن برد.
همانگونه که در نمودارها دیده میشود به نظر میرسد که β ی هر دو مایع
متناسب با توان دوم افزایش دما افزایش مییابد، البته میبینیم که آب تا
دماهای حدود ۵۰۰ کلوین از این رفتار پیروی نمیکند ولی در دماهای بالاتر به
آن متمایل میشود. در هر روی، چنانچه به دلیل کم بودن تعداد مواد مایع
شاید این نتیجهگیری نادرست باشد ولی به طور قطع میتوان گفت افزایش دما
مایهی افزایش β ی همهی مایعات میشود.
نمودار آب:
نمودار نئون مایع:
متاسفانه نمودارها یا جدولهایی که بتوان با استناد به آنها رفتار β ی گازها را بررسی نمود یافت نشد. وگرنه با مقایسهی آنها با نمودار β ی گازهای کامل به نتیجههای درخوری دست مییافتیم.
در اینجا نموداری از βی برخی فلزات را در اینجا میآوریم:
در مورد فلزات نیز همانطور که پیشبینی میشد با افزایش دما β نیز افزایش مییابد.
۴-ضریب تراکم
اندازهگیریهای ضریب تراکم به دو شیوه و به دو دلیل متفاوت انجام میگیرند. سازههایی که بتوانند مواد جامد را در دمای ثابت زیر فشارهای هیدرواستاتیکی بزرگ قرار دهند و قادر به ایجاد مقدارهای عددی “ضریب تراکم همدما” در فشارهای تا حدود یک میلیون اتمسفر باشند، برای مطالعهی انتقالات فاز، تغییرات ساختار بلوری و دیگر تغییرات درونی مواد جامد و مایع به کار میروند. این اندازهگیریها موسوم به “اندازهگیریهای ایستا” هستند. اندازهگیریهای سرعت امواج طولی در مواد مایع و امواج عرضی و طولی در مواد جامد، در فشار جو یا در فشارهای متوسط، دارای سرشت دینامیکی هستند و مقدارهای عددی “ضریب تراکم بیدرروی κs را به دست میدهند، که برابر است با
میتوان نشان داد که سرعت یک موج طولی، w ، در یک سیال عبارت است از
که ρ چگالی است. اندازهگیری w و ρ برای تعیین κs یک سیال کافی است، ولی اندازهگیری κs یک جامد بلوری دشوارتر است. لازم است که هم سرعت امواج عرضی و هم سرعت امواج طولی را اندازه بگیریم و از این دو اندازهگیری دو مقدار ثابت کشسانی مختلف محاسبه کنیم. در مورد NaCl، این کمیتها با c11 و c12 مشخص میشوند، و در کتابهای مربوط به کشسانی، نشان داده شده است که
پس از اینکه κs به دست آمد، میتوان ضریب تراکم همدما را با به کار بردن دو معادلهی ترمودینامیکی زیر به دست آورد:
و
cv را از معادلهی دوم در معادلهی اول میگذاریم، خواهیم داشت
که به صورت زیر خلاصه میشود
تغییرات κs و κ نسبت به دما برای NaCl در شکل زیر آمده است. میبینیم که κs و κ، برخلاف cP و β ، با نزدیک شدن T به صفر، به سوی صفر میل نمیکنند. از صفر تا ۴۰K، ضریب تراکم همدما و بیدررو کمابیش برابرند. در دماهای بالاتر، همانگونه که معادلهی بالا حکم میکند، κ از κs بزرگتر است.
نتیجهی اندازهگیریها در مورد آب در شکلهای زیر نمایش داده شده است.
و
کمینهی ضریب تراکم همدمای آب در دمای حدود ۵۰ درجه سلسیوس (۳۲۳ کلوین) به طور کامل بیهنجار است. به طور معمول، ضریب تراکم همدمای بیشتر مواد مایع با بالا رفتن دما افزایش مییابد و به طور کامل از معادلهی نمایی سادهی
که در آن κ۰ و b مقدارهای ثابتی هستند، پیروی میکند. ثابت b برای جیوه برابر (۱۰ به توان منفی ۳) × ۱٫۳۷ بر کلوین است.
همهی مواد مایع، از جمله آب، هر چه بیشتر متراکم میشوند کمتر قابل تراکم
میشوند؛ معکوس ضریب تراکم همدما به طور خطی با فشار افزایش مییابد، به
گونهای که
κ۰ ضریب تراکم در فشار صفر و c برای آب برابر با ۶٫۷ و برای جیوه ۸٫۲ است.
در اینجا نمودار κ و κs فلزمس را به عنوان نمایندهی فلزات میآوریم:
در کل دربارهی κی مایعات و جامدات میتوانیم بگوییم که در دماهای بالاتر همچون β با افزایش دما افزایش κ را شاهد هستیم ولی همان طور که دیده می شود رفتار آنها در نزدیکی صفر مطلق با هم متفاوت است.
در پایان گفتن این نکته که گازهای کامل در مورد κ و β رفتاری کاملا مخالف با جامدات و مایعات دارند جالب توجه است. البته چون بیگمان رفتار گازهای رقیق بسیار شبیه گازهای کامل است میتوان حتی بدون داشتن دادههای تجربی دربارهی آنها حدس زد که κ و β ی آنها رفتاری همچون رفتار κ و β ی گازهای کامل دارند. با این وجود اگر داده های تجربی را داشتیم مقایسهی گازهای کامل و گازهای رقیق خالی از لطف نمی بود.
منبع:http://drkhorshidi.blogfa.com/post-148.aspx









